الفيض الكاشاني
151
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پاداشى دارد و پاداش در مقابل اثر آن است . همچنين است معصيت ؛ چه بسيار فقيهانى كه تعطيل كردن فقه در يك شبانه روز را كوچك مىشمارند و همچنان روز بروز خود را به پرداختن به فقه وعده مىدهد تا سرانجام طبيعت آنها از ممارست بر فقه سر ، باز مىزند ؛ همينطور است كسى كه گناهان صغيره را كوچك مىشمارد و خود را پياپى به توبه وعده مىدهد تا ناگهان مرگ او را مىربايد يا تاريكى گناهان بر روى قلبش متراكم و توبه بر او دشوار مىشود ، زيرا گناه كم آدمى را به گناه بسيار فرا مىخواند در نتيجه دل به زنجيرهاى شهوت گرفتار مىشود و نمىتواند از چنگالهايش رهايى يابد . معناى بسته شدن در توبه همين است و مقصود فرمودهء خداى متعال : وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا « 61 » تا آخر آيه نيز همين است . از اين رو على ( ع ) فرمود : « ايمان در دل به صورت نقطهء سفيدى ظاهر مىشود و هر اندازه بر ايمان افزوده شود ، آن سفيدى زياد مىشود و هرگاه ايمان بنده كامل شود تمام دل سفيد مىگردد ، و نفاق نقطهاى سياه در دل به وجود مىآورد و هر اندازه بر نفاق افزوده شود آن سياهى زياد مىشود و چون نفاق كامل گردد تمام دل سياه مىشود . » « 62 » در اين صورت دانستيد كه اخلاق نيكو گاه فطرى است و گاه با عادت كردن به كارهاى زيبا و گاه با ديدن و مصاحبت نيكوكاران و برادران درستكار حاصل مىشود ، زيرا طبيعت و سرشت آدمى خوبى و بدى را از طبيعت ديگران مىربايد . پس كسى كه در وجود او هر سه مورد ( ياد شده ) جمع شود ، يعنى بر حسب سرشت و عادت و آموختن داراى فضيلت ( اخلاقى ) شود به آخرين درجهء فضيلت رسيده است ، و كسى كه بر حسب سرشت پست باشد و با همنشينان بد بنشيند و از آنها بدى بياموزد و اسباب بدى برايش فراهم آيد تا به آنها عادت كند از خداى متعال بسيار دور مىشود . در ميان اين دو درجه كسانى
--> ( 61 ) يس / 9 : و در پيش روى آنها سدّى قرار داديم و در پشت سرشان سدّى . ( 62 ) شريف رضى ( ره ) اول حديث را در نهج البلاغه باب مختار سخنان غريب على ( ع ) به شمارهء 5 ، ذكر كرده است .